گلیومای افکار یک دندانپزشک

سه چیز بر حافظه می افزاید: 1- تلاوت قرآن 2-روزه گرفتن 3- مسواک زدن

گلیومای افکار یک دندانپزشک

سه چیز بر حافظه می افزاید: 1- تلاوت قرآن 2-روزه گرفتن 3- مسواک زدن

گلیومای افکار یک دندانپزشک

دل آدمیزاد همچون گنجشک است...روزی هفت مرتبه دگرگون می شود...
پیامبرمهربانی ها(صلی الله و آله و سلم)

موجودی آبانی...با دلی بارانی...انسانی فانی...درجستجوی شادی های آنی...
+۱۵ام و ۳۰ام هرماه انشاءالله آپ میشویم:))

آخرین مطالب
  • ۹۶/۱۱/۱۵
    ...
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات

۵ مطلب در آذر ۱۳۹۴ ثبت شده است

عشق

۲۱
آذر

امروز بعد از بیدار شدن از خواب...مامان زنگ زد.حرم بود....صحن انقلاب.دقیقا روبروی گنبد طلا...گفت :زنگ زدم تو هم یه سلامی به آقا بکنی...:)غیر منتظره ها دوست داشتنی اند...


+هشت قسمت سریال شهرزاد رو تو یک روز نگاه کردم!بنظرم شاه دیالوگ فیلمش تا اینجا این بود...

هاشم:"همیشه یه چیزی از وجود معشوق تو قلب عاشق ته نشین میشه ...برای همیشه...حتی اگه همدیگه رو ترک کنن.اما این فقط یه طرف سکه اس پسرم..."

فرهاد:" و اون طرف سکه؟"

-- اینکه اگه دنیات اندازه ی یه نفر کوچیک بشه یا اون یه نفر اندازه خدا واست بزرگ بشه اگه یه روزی ترکت کنه و بره.اونوقت دین و دنیاتو باهم می بازی...


+ بعضی چیزا رو اگه نتونی داشته باشی هم باید جای خالیشونو نگه داری...این یه قانونه!

+ "یک عاشقانه ی آرام" رو شروع کردم بخونم.اولین صفحه اش نوشته که 

(عشق به دیگری ضرورت نیست ، حادثه است.عشق به وطن ضرورت است ، نه حادثه . عشق به خدا ترکیبی است از ضرورت و حادثه...)


+اگر روزی مرا کردی فراموش / در آید از دماغت یک عدد موش :دی

  • ۳ نظر
  • ۲۱ آذر ۹۴ ، ۱۳:۰۷
  • ۳۷۲ نمایش
  • مجسمه ی متفکر :)

وحدت

۱۸
آذر
چند وقت پیش داشتم دفتر کتابامو نگاه میکردم.که یک باره یه نوشته ای رو پیدا کردم.مال ترم چهار بود.اوایل ترم چهار که رفته بودم سخنرانی دکتر انوشه و از حرفاشون خلاصه برداری کرده بودم:)من سرکلاس جزوه نمی نویسم ولی اونجا جوگیر بودم!!!
درسته که حرفای این جناب یه سریاش تفکر غربی داره و یه سریاش بقول بچه مثبت های بسیج:/ چرت و پرته و بقول من یه سریاش فانه...اما حرف قشنگ هم زیاد داره...

مثلا این...گفت که:
این هرگزها را بخاطر بسپارید،هرگز در موقعیتی که خود در آن نبوده اید دیگران را قضاوت نکنید...
هرگز تحت کنترل و تاثیر این سه چیز نباش: گذشته ، پول ، مردم
هرگز این سه چیز را فدای چیز دیگری نکن:احساست ،خانواده ات ،صداقتت
هرگز فرصت کم را با سرعت زیاد جبران نکن.
هرگز با مشت گره کرده نمیتوان با کسی دست داد.
هرگز با انگشت کثیف به عیوب دیگران اشاره نکن مادامی که انگشتت آلوده است نمیتوانید به عیوب دیگران اشاره کنید.
هرگز همزمان دنبال دو خرگش نرو.
هرگز از رودخانه ای که خشک شده است بخاطر گذشته اش سپاسگزاری نمی شود.
هرگز با آدم های کوچک نمی توان کارهای بزرگ انجام داد.
هرگز بدون اطلاع قبلی به خانه و محل کار کسی نرو.
هرگز در حضور نفر سوم کسی را نصیحت نکن.
هرگز برای کودکان اسباب بازی جنگی هدیه نبر.
هرگز درباره همسر کسی چه مثبت و چه منفی اظهار نظر نکن.
هرگز بعد از قطع رابطه ات با دوستت درمورد او با نفر جدید صحبت نکن.
هرگز دریای آرام از کسی ناخدای قهرمان نمی سازد.
هرگز سه نفر را فراموش نکن :کسی که در گرفتاری ها فراموشت کرد.کسی که در گرفتاری ها یاری ات کرد و کسی که در گرفتاری ها گرفتارترت کرد...
هرگز نگذار آگاهی از عیب هایت تورا بترساند.(این یکی سخن امام علی علیه السلام هستش.)
هرگز با انسان وقیح و بی حیا بحث و جدل نکن چون اون چیزی برای از دست دادن ندارد.
هرگز از جلو به یک گاو و از عقب به خر و از هیچ سمتی به احمق نزدیک نشو.نادان را از هر طرف نگاه کنید نادان است.

بعدش گفت...

اولین رمز موفقیت وحدته!وحدت با خودتون...کسی میتونه با دیگران به وحدت برسه که در ابتدا در درون خودش به وحدت رسیده باشه.کسی که افسردگی و ناراحتی داره ،این فرد با خودش درگیره و نمیتونه به وحدت برسه.
شرط رسیدن به وحدت اینه که تو این چهار صلح رو پشت سر بذاری: صلح با طبیعت ، صلح با مردم ، صلح باخودت و صلح با خدا...حضرت مولانا میگه برای اینکه تو این چهارصلح رو پشت سر بذاری باید چهار دیوار "عین" رو بگذرونی : علاقه ، عناد ، عقیده و عادت ...
بقول حضرت شمس تو زمانی می توانی این چهار تا عین رو فروبریزی که تمام عمرت رو روی مبارزه با چهار نون معطوف کنی:نادانی ، ناتوانی ، نگرانی و نیازمندی
تا تو در نهایت به وحدت برسی...

و بعدترش گفت:جسم ما پنج غذای اصلی داره : کربوهیدرات ، پروتئین ،ویتامین ، چربی و املاح
روح ما هم پنج تا غذای اصلی داره: اعتقاد ، اعتماد ، عشق ، اراده و هدف
هم جسم و هم روح فقط توسط سه عامل از بین میره:چاقی مفرط ف بی خابی مفرط و افسردگی...

پس افسرده نباشید لطفا:))هیچ کس تو هیچ جای دنیا حق نداره افسرده باشه...


+چند روزی که مشهد بودم پر از فعالیت بود.کمک کردم و نتیجش عالی بود...
+دومین امانتی رو از صفا گرفتم.یه کتاب به نام "سقای آب و ادب" از سید مهدی شجاعی و یه کیف پول...
+سومین امانتی هم دوتا لوح تقدیره...خندتون نگیره اگه بگم که بخاطر یه کویر نوردی که کلی چرت و پرت تو رسانه ها نوشتن و ....به ما لوح تقدیر دادن!!الکی مثلا ما منجمیم و خفن!!
+این جمله رو که خوندم(هرگز برای کودکان اسباب بازی جنگی هدیه نبر.) یاد کادوی تولد مرتضی افتادم!نباید واسه بچه تفنگ میخریدن!!
دیشب تولد بدک نبود...اما آخرش کش رفتن گل های نرگس کلی شادم کرد...
+امروز مرتضی دوتا عکس برام فرستاد.جزوه ای که ترم سه نوشته بودم و الان سال پایینی ها دارن جزوه های مارو میخونن...
اون دوتا عکس تیکه پرونی هام وسط حرفای استاد بود:) جوون بودم حوصله داشتما...زیر تموم غلط املایی های آگاهانه ام خط کشیده بود:!فک کنم اگه معلم املا میبود بهم منفی بینهایت میداد!
+این روزا بازار شهرزاد داغه...چندین نفر بهم پیشنهاد دادن فیلمش رو ببینم...خب اهل سریال نیستم اما دیدم که هر هفته دیدن یک قسمت اونقدا وقتمو نمیگیره...میخام ببینمش:)کلا فیلمهایی که مربوط به قبل از انقلابه خیلی جالبن...مثل در چشم باد ، مدار صفر درجه ف سالهای مشروطه ، تبریز درمه و ...
+گل رزی که امشب واسه نازنین گرفتم سورپرایزش کرد:)کلا سورپرایز چیز خوبیه...اگه من یاد بگیرم!!



 


  • ۲ نظر
  • ۱۸ آذر ۹۴ ، ۲۲:۰۶
  • ۳۳۴ نمایش
  • مجسمه ی متفکر :)

سلام مشهد...سلام زندگی...سلام شلوغی و جنب و جوش و تلاش....سلام:)

دیروز سر کلاس...طی ی حرکت ضربتی دوسه نفر از بچه ها رو شیر کردم که شب بریم گشت و گذار...اوناهم که پایه...

بعد در حرکتی انتحاری ;-) تموم دخترای کلاسو دعوت کردم که بیان شام بریم بیرون...بعد در شبیخونی ناجوانمردانه یکی از بچه ها از سروناز بخاطر گوشی جدیدش شیرینی خاست...

و اینگونه شد که شب رفتیم طوبیٰ:)مهمون سرونازجان:))

اینقدر سروصدا کردیم ک آقاهه اومد پرتمون کرد بیرون...شام نخورده:)))

بعد یهو سر از پیتزا فام در آوردیم...

بعد یهو یادم اومد که ای دل غافل...من یازده بلیط دارم:)در این هنگام با دوی سرعت خودمو رسوندم به ترمینال...

و هم اکنون اینجام:)


دو روز پیش سه نفر بهم گفتن امانتی داری دستم...حس جالبی بود...البته چهار نفر:))یکی هم از مسافرت سوغاتی آورده بود که من نتونستم برم بگیرم و بخورم:-D 

صفا-مهندس فاطمه - موری اچ دی:))

اولین امانتی که بدستم رسید...امانتی ترمک جان بود:)واقعا هم شاد و سورپرایزشدم:))


+شام که نداد...کتاب داد:))بعد از رتبه ی اول بوت کمپ و رتبه سوم استارت آپ...به منو انوشه کتاب هدیه داد:)اونم با چه بدبختی ای...که بنطر من بیرجندی هرجای ایران که باشه ...بازم بیرجندیه:)) کنس...:-\ 


  • ۳ نظر
  • ۱۰ آذر ۹۴ ، ۰۸:۰۰
  • ۳۲۹ نمایش
  • مجسمه ی متفکر :)

چندی پیش یکی از همکلاسی ها...دکتر فیروزی شعری را در گروه کلاسی گذاشتند...که سبب خیر و شکوفایی استعدادهای بچه های کلاس شد:)


تو عروس کسی اگر بشوی
نگذارم که دست روی دست
من، محمدعلی قاجارم
مجلست را به توپ خواهم بست!
#میلاد_تقوایی
تو عروس کسی اگر بشوی
می گذارم به روی هم پاها
من شبیه مظفرالدینم
حکم مشروطه را کنم امضا!
#خیال_کج
تو عروس کسی اگر بشوی
بشو، اصلا به من چه، از فردا
می شوم مثل ناصرالدین شاه 
می کنم یک حرمسرا بر پا!
#مهدی_پرنیان
تو عروس کسی اگر بشوی
خانه ات را خراب خواهم کرد
من رضا شاه پهلوی هستم
از تو کشف حجاب خواهم کرد
#حاج_حسینی
تو عروس کسی اگر بشوی
عهد قاجار خراب خواهم کرد
پهلوی را به خواب خواهم برد
من خودم انقلاب خواهم کرد
#محمدرضا_محمدی
تو عروس کسی اگر بشوی 
ملتی ز من شوند نالان
بنده احمدی نژاد هستم
چون دکل تو را کنم پنهان
#علیرضا_نیک
تو عروس کسی اگر بشوی 
ملتی را کنم زخودبیزار
من شهنشاه پهلوی هستم
میروم من به زیر استعمار
#علی_جعفرزاده
توعروس کسی اگر بشوی
اصفهان راعذاب خواهم کرد
من کبیرم شبیه شاه عباس
چلستون را خراب خواهم کرد
#بانوافشاری...
تو عروس کسی اگر بشوی... 
من سلامی به ''دار ''خواهم گفت 
شاه نه، شاعرم پس از تو فقط 
غزل گریه دار خواهم گفت 
#ناصر_عبدالمحمدی
تو عروس کسی اگر بشوی
جگرم را کباب خواهی کرد
بی مروت. بمان سر حرفت
که: مرا انتخاب خواهی کرد
#فرشته_بزی
تو عروس کسی اگر بشوی
می کشد کار من به خود سوزی
مثل شاه شهید خواهم مرد
یا شبیه سران امروزی
#علیرضا_حسینی
تو عروس کسی اگر بشوی
میبرم من سر تورا ازبیخ
انچنان که ندیده مانندش
قتل وکشتار ِ دیگری تاریخ
#لیلا_کاظمی_فراهانی
تو عروس کسی اگر بشوی
زود چشم تو خیس خواهد شد
چون که دیوانه ات چو احمدشاه
راهی انگلیس خواهد شد
#علیرضا_حسینی
تو عروس کسی اگر بشوی
می خورم بیست تا ترامادول
یا که نه پرت می کنم خود را
از همین ارتفاع سی و سه پل
#فرشته_بزی
توعروس کسی اگربشوی
میشوم مثل شخص نادرشاه
میکنم کور چشم مردت را
دستش ازدامنت شود کوتاه
#لیلا_کاظمی_ فراهانی
تو عروس کسی اگر بشوی
گر چه تلخ است می زنم لبخند
با همه می کنم مدارا چون
پادشاه شریف ایل زند
#علیرضا_حسینی
تو عروس کسی اگر بشوی
تو بشو من به حالت و طربم
پای تو نفت خام خواهم ریخت
پادشاه سعودیم عربم
#رضا_محمدی
من عروس کسی اگربشوم
خاطراتت درون قلب من است
زنده ام من، ولی زن ِ بی عشق
مرده ای بی مراسم وکفن است
#لیلا_کاظمی_فراهانی


یهو شروع شد...

استاد خلاقیت کلاس.دکتر نقوی!

تو عروس کسی اگر بشوی
میشوم شاید هیتلری دیگر
میکشم من تمام دنیا را
بعد از آن هم گلوله ای در سر

استاد فوتبال کلاس.دکتر متعلمی!(یکی ازون پشت سر میگه:زنده باد کاپیتان فرهاد!)

تو عروس کسی اگر بشوی 
می شوم یکی مثل «آقا»
ظلم میکنم به همه مردم
که از ترس پنهان شوند در باغا


ایشون بعلت تکنیک سیاسیشون کارت زرد دریافت کردن:)


استاد سیاست کلاس.دکتر فیروزی سیاس!

تو عروس کسی اگر بشوی 
عمر میکنم مثل جنتی
انقدر زنده میمانم
تا بگی بمیر ای لعنتی

دوباره دکتر متعلمی!

تو عروس کسی اگر بشوی 
میشوم مثل دکتر اک...ب...ری
که همه از دستش بنالند و
در دل، فحش خاک برسری

دوباره دکتر نقوی!

تو عروس کسی اگر بشوی
میشوم من خلیفه ی دوم
انقدر فتنه میکنم برپا
شاید جنگ جهانی سوم

استاد شعر و ادبیات کلاس،دکتر زارع!

تو عروس کسی اگر بشوی
میشوم من عبید زاکانی
طنز مینویسم اما
از پسش گریه های پنهانی

استاد نجوم کلاس!الکی مثلا خودم!!!!(جا داره بگم که ...مهندس راضی باش!)

تو عروس کسی اگر بشوی
می شوم آن منجم تنها
میروم در کویر تنهایی
غرق می‌شوم درآن دریا

دراین صحنه دکتر ضیا و زارع بعلت جرزنی بنده چشم غره رفتند!!!:))

دوباره دکتر فیروزی!

تو عروس کسی اگر بشوی
میشوم من رف...
ریش کوسه ای میذارم
بچه هایم هم زندانی

سه باره دکتر متعلمی!(ایشان از آرایه ی قول واهی قبل از ازدواج استفاده کردند)

تو عروس من اگر بشوی
میشوم من جواد ظریف
که همه دوستم بدارند چون
در دیپلماسی ندارم حریف

دوباره دکتر زارع!

تو عروس کسی اگر بشوی
میشوم من چو رستم دستان
تار میکنم تمام دنیا را
چین و هند را تا بلوچستان

سه باره دکتر فیروزی!

تو عروس کسی اگر بشوی 
میشوم مثل دکتر بشکار
بیتفاوت به زندگی و
صبح تا شب کار کار کار

استاد کم حرفی کلاس ، دکتر آقاجانی!

تو عروس کسی اگر بشوی 
میروم سمت دست و دل بازی
چپ و راست شعر میگم اینجا
تا روتون کم شه من بشم راضی

چهارباره دکتر متعلمی! (این رو خطاب به محبوب خودشون .پجمان خان سرودند)

تو عروس کسی اگر بشنوی
می شوم مثل دکتر گلدانی 
نمره نمیدم به همه حتی با
فحش ناموس های پنهانی !!

دوباره ...می!( تلمیح به کشف الکل )

تو عروس کسی اگر بشوی

میشوم زکریای رازی 

دکتری عالم و از خود راضی

 میروم دنبال آتیش بازی

سه باره دکتر نقوی!

توعروس کسی اگر بشوی 

می شوم حضرت قلی زاده

صبح تا شبم نماز و دعا

بعدشم برای مرگ آماده

استاد خرخونی کلاس ، دکتر خوشبختی!

تو عروس کسی اگر بشوی 
میشوم مثل خوشبختی
اکثر اوقات شاد و خوشحال
اصن به درک که رفتی:|

استاد خط و خوشنویسی کلاس ، دکتر قربان زاده!

تو عروس کسی اگر بشوی
می شوم من یکی بدتر از خود تو
با کسی ازدواج خواهم کرد
خیلی خیلی بهتر از خود تو
هی رژه میروم جلوی چشت
تا بسوزد تند و تند دل تو
و پشیمان شوی از این کارت
آرزو کنی زمان بچرخد و تو
ناگهان می پری از این کابوس و
میگی نخواهم هیچ کس را جز تو

استاد تربت جامی کلاس، دکتر صدری !

تو عروس کسی اگر بشوی
من شوم داماد تنهایی
رو به سویت همه اقبال
من خسته ازدنیای فانی

استاد درس خانی کلاس ، دکتر باقرزاده!

تو عروس کسی اگر بشوی، می دهم من به زندگی پایان 
ورنه چون شمع اندرین دنیا، می شوم زار و خسته و نالان
تو عروس کسی اگر بشوی...نه عزیزم ندارد این امکان
تو فقط برای منی آخر، من فقط فدای توام ای جان.


فوقع ما وقع!

اینگونه شد که دانستیم بچه های کلاس ما سرشار از ذوق و قریحه اند و شرایط سخت خابگاه و یخ حوض شکوندن و فشار درسی استعدادوساپرسوراند!


درکل خاستم بگم که...

تو عروس کسی اگر بشوی...اتفاق خاصی تو زندگی من نمیفته:)و بالعکس...

  • ۲۵ نظر
  • ۰۷ آذر ۹۴ ، ۲۳:۴۳
  • ۴۶۳۸ نمایش
  • مجسمه ی متفکر :)

من...تاندونیت...درد سوزشی...ژلوفن...گردن...

دست راست...آتل...پروتز هیچی نخوندم...

بیمارستان...دکتر رییسی ...رفت...پزشک عمومی چاق...بیشخصیت...دگزامتازون...آمپول...ترس...

خنده...اعتماد... یگانه...دارت...خنده...عضلانی...درد...


لعنت به هرچی پزشک مغروره...

خسته ام...خابم میاد...


نتیجه اخلاقی:درسته ک کورتون ها (دگزا و بتامتازون و پردنیزولون و تریامسینولون و بکلومتازون و ...)عوارض دارن ...ولی وقتی از درد داشتین میمردین...یه دوز هشت میلی گرمیش از مردن نجاتتون میده:)


خدایاشکرت:)

  • ۱ نظر
  • ۰۵ آذر ۹۴ ، ۲۳:۰۵
  • ۲۲۸ نمایش
  • مجسمه ی متفکر :)